آثار احمد شاه رفيقي
الف : آثـار مـنـظوم
ب: آثـار مـنـثـور
الف: آثار منظوم؛ آثار منظوم استاد احمد شاه رفيقي شامل كتاب هاي ذيل است:
1- نيستان عشق:
اين اثر ( چنانچه از نام آن پيداست ) شامل صد شعر تراژيدي و غم انگيز است. كتاب نيستان عشق بعدازدوشعرمیهنی با اين بيت ها آغاز ميگردد:
ايــن كــتاب آيـيـنه انـديشـه جــان من است
اين اثر تصويري از فكر پريشان من اسـت
خـاطـرات زنـدگي را نـقش دوران كـرده ام
اين اثر ياد آور شبهاي هجــران مـن اسـت
نظـم هـايــم مـظهر انديشه هاي مردم است
شعــر مــن آيـيـنه احـوال دوران مـن است
گرسخندان گشته ام ازفيض جانان گشته ام
نـــام محبوبم از آن سربيت ديوان من است
تعدادي ازين اشعار در رثا مادر و بعضي از دوستانش سروده شده است.
و يكعده ديگر در موضوعات ديگر؛ در مرگ مادرچنین سروده است:
اينجا ميان خاك نهـان مــادر مـــن اســــت
در ايــــن مزار شعر نشان مادر من اســت
آنكس كـه مـي نمـود ز درد جگـــر گــــداز
از شـــام تــــا بـبام فــغان مادر من اســت
اي زايري كه مي نشناسي كـه كيـست اين
الحمد را زصــدق بخــوان مـادر من اسـت
آنكس كه با جهــان جهــان آرزوي خويش
شـد در بهار عمــر خـزان مـادر مـن است
آن بــاغبان كه وقــت ثمــر پخـتگــي بــاغ
پدرود گفت دور جهان مادر من است. . .
اي زايــران و راهــروان طــريــق دهـــــر
گر زن بود ولي به جهان مادر من اســت
احمد شاه رفيقي احوال عصر و زمان را در اكثر اشعارش بازتاب ميدهد:
نــمـيگـــردد ز رعـب ظـالــمـان آواز كـــس بـيــرون
ولــي پنهـان كـنـند آه از دل هــمـراه نـفـس بـيــرون
خـمـوشــي پـيشـه كــن شــايــد تـرا آزاد گــردانــنـــد
كه ميگردد بزودي مرغ خـامــوش از قـفـس بـيرون
ســــزاوار كـــشــيـــدن بـــاشــــد از مـيهـن دلازاران
كه هر كس از وثاقش مـيـكند خـيـل مـگـس بــيـرون
كنون ناخوانده مهمان راكنيم بيــرون كه خصـم مـاســت
نكرده گـرچـه مهمـان را ز منـزل هيچكـــس بـيـرون
بـزور تــيــغ دشمــن را كــشيـم از خــاك پــاك خــود
كه دريــا افـگـنـداز نـزد خـود مـردار وخـس بـيـرون
بـــه جـاپـرداز بـهــر ديــگــــران دارد حـكـايــت هــا
نواهـايــي كه مـيگـردد سحــر گاه از جـرس بـيـرون
بجـز فــرمـانـرواي ظـالــم و خـــونخـــوار افـغـانــان
نكرده عارضــان را هـيـچـيك فــريـــاد رس بـيـــرون
بــه ظلمـسـتان ظـاهـــر مــدتــي شــد انـدرون داوود
نديدي خشم خـلقش كــرد زآنـجـا بـي نـفـس بـيـرون
اگـر خواهي ( رفـيقـي) عـافـيـت از شـاعري پـرهيز
كه مرغ خوشنوا هر گز نگــردد از قــفــس بـيـرون
2 نخلستان:
اين اثر محتوي شعر هاي عاشقانه و عارفانه ميباشد و گاهي اشعار حماسي و اجتماعي و انتقادي در اين اثربچشم ميخورد. از همين مجموعه منظوم شعري را بر مي گزينم:
نگردد اهل وطـن هيچــگـه غـلام كسـي
نگشته هيچگهي شير شـرزه رام كـسي
عدو گريز و دهانت ببــند كـــا فـغـانــان
به نوك برچه كنند پــاره پـاره كام كسي
بــجــز ســتاره اقـبـــال غـيـرت افـــغـان
بـه آسـمان حميـت رسيـده نــام كـــسي؟
بـدار حـرمت افـغـان و كـن تواضع كــاو
نـمـيكـند بــه زر و زور احتـرام كـسـي
فگن بجاي دگر برف خود كه اين مـردم
به بـام خـويش نمـانند بـرف بــام كـسـي
فـريـب دوست نما ها نميخورند اين قوم
كـه خصـم ويـار شـناسند از خرام كسي
به شـرط بـنـدگي در وقــت نزع افغــاني
ننـوشــد آب حيــات و بـقـاز جـام كـسي
عطـاي خـويش بگير و بـرو حلالت بـاد
كــه احتيـاج نــداريــــم بــا حــرام كـسي
بـبـر زمــام امـورت بـه پـيشــرو تـنــهـا
پـيـاز نـيسـت رفـيـقـي بـه ازدحـام كسي
استادرفیقی همین شعررادرکتاب نیستان عشق چاپ کرده است .
3- گلشن مسرت :
در اين اثر منظوم تعداد دو صد پارچه اشعار غنايي، سرور انگيز و مسرت افزا وجود دارد.
اين اثر با تقريظ منظوم چند تن از سخنوران معاصر مانند شيرين غزنوي، فدا محمد فدايي نورالحق صبا، انجنير صاحب شاه شفيق ، گل ا حمد عابر، بسم الله نزهت و تقريظ منثور پوهاند داكتر جاويد استاد دانشكده ادبيات پوهنتون كابل آغاز ميگردد. خود رفيقي در ورق اول" گلشن مسرت " نگاشته است.
اين مجموعه يك گنج زصد گنج رفيقيست
اين مظهــر افــكار سخـن سنج رفـيقيسـت
در آغاز اين كتاب انجنير شفيق زندگينامه مبسوطي از استاد رفيقي را نگاشته كه درين اثر از آن استفاده نموده ام.
شيرين غزنوي با غزل گونه خود چنين نوشته است :
اين گلشن مسرت و گلزار فرحت است
اين پرتـو تجلي و انــوار حكمـت است
اشعار فيضبــار رفيقيســت ايــن كـتاب
كزلابلاي هـرورق اظهــارعظمت است
تقريظ منظوم انجنير شفيق شاعر معاصر با اين ابيات آغاز ميگردد:
گنجـيـنه مـعـنــي در اشعـــار رفـيقيســت
هنگامـه فگن نظـــم گهـر بـار رفيقيسـت
زنــگار غــــم از دل بــزدایــد سخــن او
زيـنرو هـمه عـالــم پي ديدار رفـيقيسـت
تشبيه و مجاز و همگـي صنعـت رنگين
با وجه حسن درهمه آثار رفيقيست. . .
تعداد ابيات شيرين غزنوي يازده بيت و تعداد ابيات انجنير شفيق ده بيت است كه بگونه مشت نمونه خروار تقديم گرديد.
4- ارمغان محصل یا ره آورد محصل :
شامل غزل ها ، مثنوي ها، مقطعات و ابيات دوره ء تحصيل رفيقي ميباشد.
تعداد از اين اشعار بسيار پخته مي باشد و تعدادي هم از پختگي و قوام چنداني بر خوردار نيست. همه اين اشعار مختلف را در عنفوان جواني بين سنين 20 –24 سالگي سروده است.
اين اثر داراي (160) صفحه میباشد كه همه محتوي اشعار مختلف است، در اينجا به اين شعر دوره تحصيل وي كه مصراعي از ملك الشعرا بهار را تضمين كرده، توجه فرماييد:
دي بگلـشن ديـدم آن نــازك اداي خويـش را
خواستم با چشم گويم مــدعــاي خـويــش را
مـژه هـا بـرهـم زدم گـفـتا رفـيقــي هـوشـدار
كـن بـه انـداز گـليم خـويش پـاي خـويـش را
گفتمش از چه بدانستي كـه مـنظـورم تـويـي
گشت خندان و به هم زد دستهاي خويش را
زانپس ازخورشيد ابرتيره رابرداشت، گـفـت
" ميشناسد هركه باشد مبتلاي خـويش را "
5- تصنيف ها وسرود ها:
در اين اثر منظوم تصنيف ها و سرود ها و غزلواره ها و شعر هاي مختلف جهت آواز خوانان و رامشگران گرد آمده است.
تعداد زيادي اين اشعار توسط كمپوزيتوران مختلف كشور كمپوز گرديده و توسط آواز خوانان مشهور كشور خوانده شده است. اشعاروي كه در آرشيف راديو موجود ميباشد جهت آساني كار محققان نمبر فيته آرشيف راديورا نوشته است.
از اشعار استاد رفيقي چنانکه قبلآ گفته شد بسياري از آواز خوانان سابقه دار و تازه كار استفاده كرده اند از آنجمله ميتوان از ( عزيز غزنوي ، فرزانه، نيريز، شادكام، فيض كاريزي، محمود سخي و بهار، جواد غازي يار،رحیم یوسفزی، ژينوس، شمس الدين مسرور، نور آغا، بشير الفت، محمد عثمان حيران، رفيق سخا ، رسول زمري و ديگران ياد آوري نمود.
درينجا تضيف زيباي را بطور نمونه مي آوريم كه توسط انسامبل اردو و شاگردان كودكستان خوانده شده و بار ها از راه راديو و تلويزيون به نشر رسيده است:
مــاكـينه نـمــي جــوييـم مامهر ووفا خواهيم
مانا جيي انسانيــم مــا مهــر ووفـا خواهـيـم
***
از كـينـه نمـيگـردد، جــز فـتنـه و شــر پـيـدا
از تفرقه ميگــردد، صـد گــونـه ضــرر پـيـدا
ماصلح وصفا خواهيم،ما جنگ نمي خواهيم
ازبهــر دل انـسان، مـاسنــگ نمي خـواهــيم
***
از جنـــگ نـميگــردد جـزريـزش خون ظاهر
از يك چمنش گردد، صد خــار جـنون ظـاهـر
مـاكـينه نـمــي جـويـيـم، مـامهـر وفـاخواهيم
مـانـاجـيي انسانيم مـاصـلح و صفـاخـواهـيم
***
خـوشبخـتي هـر انـسان درصـلح وصفا باشد
وير انـگـري وبـيـداد، درجـنگ و دغا بـاشـد
ماصلح و صفا خواهيم،مـاجنگ نمي خواهيم
ازبهـردل انـسـان مــا سنــگ نمــي خـواهيم
6- فروع عشق :
ايــن اثر شــامل برگزيده ترين قصايد، غزليات، ربـاعـيات چارپاره ها و . . . .ميباشد كه چاپ گردیده و در دسترس ادب دوستان قرار گرفته است.
ازکتاب فروغ عشق زیرعنوان محفل قرآن :
بيا در بزم ما چون محفل صدق وصفــااينجاســت
فروغ عشق اينجا، پــرتـو مهر و وفا اينجاســت
مرو اي بــي خـبــر جــاي دگــر آجــانـب ايــن در
كه بزم دوستداران خـدا و مصـطفــي ايـنجــاسـت
دلــت زانـدوه ايــن دنـيــا بـود گـر اضطـراب آبـاد
بيا اي دل پر از زنـگار غم چو غمزدا اينجـاســت
الا اي دردمند مـعنــوي جــويـــاي درمـــان شـــو
چه هر سو ميروي بيجا دوا اينجا، شفا اينجاسـت
دواي دردمــنـــدان چــــــاره انــــدوه غــمـبـــاران
بـود ذكــر الهــي، هــر نـفـس يــاد خدا اينجـاسـت
نمي بينم به ديگر جــا بجــز روي و ريـــا كــاري
مرو جاي دگر هـرگز كه بـزم بي ريـا اينجــاســت
رفــيـقــان مــوافــق كـيميــا بــاشـنـد در عــالـــــم
چــرا بيهـوده هـر جــا ميروي آن كيميا اينجاسـت
رضاي يــار اگــر جـويــي بـيــا در محـفــل قــرآن
رضا اينجـا، وفـا اينجا، صفا اينجا، خدا اينجاست
نواي عـرش پـيمــاي فـقيــران را اگــر خــواهــي
نـواي عـرش پـيـمـاي فـقـيـر و بـيـنـوا ايـنجـاست
اگر داري دعايي، عـرضي، وعذري به پيش حـق
اجابتگاه عذر و زاري و عـرض دعــا اينجـاسـت
(رفيقي)هرزه تازي چـون كـني؟چشـم دلت بــگشا
حق اينجا، مطلق اينجا، جلوه نور صفا اينجـاسـت
خانه خدا
ببين كه منظر زيبـاي غـمـربــا اينجــاســت
نگــر كــه مظهـر آيـات كبـريــا اينجــاسـت
بيا كه فيضگــه و خـانــه خـدا اينجــاســـت
سـرادقـي كـه اجـابت شـود دعــا اينجاسـت
نيـاز و راز گــه ذات كبـــريــا ايـنـجـاســـت
اگــر شفـــا طلبـي از خـدا شفــا اينجــاسـت
خلاصه هر چه طلـب ميكنـي بيــا اينجاست
مـرو مـرو بــه دگــر جا كه مدعا اينجاست
بيـــا و نــقــد رضـــاي خــدا بـكـن حـاصـل
اگـر رضــا طـلـبي مـامـن رضـا اينجــاسـت
نـــگاه مــرحــمـت ايــزدي اگــر خــواهــي
بـيـا بيــا كــه تـمـاشــا گـه خـدا ايـنجـاسـت
صـبـا بگـوي بــه پــوينـده گـان خوشبختي
سعـادت دو ســراهــم بـيـا بـيـا ايـنجــاسـت
اگـــر زدســـت غـــم روز گــار دلــتـــنگـي
بـيـا كــه حــزن زداي تــو بينـوا اينجـاست
بــبـــار گــــاه خـــداونــد اگــــر دعــا داري
بــیــابیـاکــه پــذیـرشگـه ء دعـا اینجـاسـت
اگرتوفضل وخـردخــواهي اي (رفيقيی) مـا
بيا كه مــرجع فضل و خرد فـزا ايـنجـاسـت
شهر غزني 1/8/1356
کتاب فروغ عشق درسال 1385 باتیراژسـه هــزارنسخــه طبع گردیدودرمدت کم همه نسخه ها ی آن به فروش رسید.
7- مراسلات منظوم رفيقي :
اين اثر شامل ده ها پارچه شعر و نظم ( قصيده، غزل، قطعه، مثنوي و غيره ) ميباشد كه در وصف دوستان خود سروده و به مناسبت هاي مختلف به آنان فرستاده و بعداً جواب آن هم بگونه منظوم از سوي سخنسرايان معاصر كه دوستان شاعر بوده فرستاده شده است.
در اين اثر احمد شاه رفيقي بيشتر با شيرين غزنوي شاعر معاصر، فدا محمد فدايي، فقير احمد عزيزي مكاتبه و مراسله داشته و كمتر با ديگر سخنوران.
چون اين اثر داراي دو صد صفحه نامه هاي منظوم رفيقي و دوستانش ميباشد ذكر همه اشعار باعث تطويل ميگردد اينك به چند بيت اين اشعار در وصف شريف صديقي اكتفا مي كنيم:
اي يار صديقم كه ترا نــام شـريـف اسـت
مهــر تــو در آميخـتـه بـا آب و گـل مـــن
جزدوست به هركس نتوان رازنهان گفت
اي دوسـت تــويــي محــرم اسرار دل من
پــروانـه رخـــســار ضيـامنـد تــو گـــردد
هــر كـس كــه نـشينـد دمـي درانجمـن تو
مشتاق سخن بزم توچون من بـودافـزون
زنــگـار غـــم از دل بــزدايــد سخــن تــو
مـن يــار فــزون دارم ودر چشــم دل مـن
آنــان چــو انــگشتــر سيـم و تـو نـگينـي
در بــوتــهء افــلاس و نيــازم شـده ظاهر
كانان مـسنـد و تــوچــو بـشقــاب زرينــي
فقير احمد عزيزي چندين شعر در توصيف رفيقي سروده است كه به چند بيت از يك قصيده وي بسنده ميكنم:
استــاد ادبــگاه و هـنر هـاسـت رفـيقــي
دانشور با فضل و تـــوانـاســت رفـيقـي
داناتـر از آن است كه ديـدنـد و شنيدنــد
در نـبض زمان، جان مسيحاست رفيقي
در كشـور پهـنـاي گهــر خيــز ثـقـافـــت
سرتاج سخن، مير غـزلهـاسـت رفـيـقي
در شعر و غزل دست توانـاسـت مراورا
در شهر سخن نـيـز تـوانـاسـت رفـيـقـي
در مهر و وفـا هـيچكسي نيست نظيرش
در صدق و صفايكه و يـكـتاسـت رفيقـي
در پختگــي حـوصلــه و تـجـربـه و حلـم
عالم همه يك قطره ودرياست رفيقي. . .
ب- آثار منثور احمد شاه رفيقي
1- تصوف خراساني: اين كتاب كه در واقع رساله ماستري احمد شاه رفيقي ميباشد و در سال 1369 – از آن در پوهنتون كابل دفاع نموده وبه تٲسي از همين اثر ماستر شناخته شده است.
در اين اثر تحقيقي سعي شده در باره، وجه تسميه تصوف، تعريف تصوف، منشا تصوف، تصوف از ديدگاه عارفان و بويژه در باره تصوف خراساني معلومات مفيد ارائه شود.این کتاب توسط انتشارات حمیددرخزان 1386 خورشیدی به طبع رسیده است.
2- تصوف از ابتدا تا سده پنجم:
ودر اين اثر در باره تصوف و تاريخچه تصوف تا سده پنجم معلومات مفصل ارائه شده و سير تصوف را از صدر اسلام تا اواخرسدهء چهارم و آغاز سده پنجم بررسي نموده است و مشايخ اين سده هاراهم معرفي نموده است.
3- تصوف از سده پنجم تا سده هشتم:
اين اثر در بر گيرنده سير صعودي و نزولي تصوف درين سده ها ميباشد. علاوتاً مشايخ اين سده ها نيز بطور روشن معرفي گرديده اند.
4- مقالات:
تعداد زياد مقالات رفيقي در مجلات و مجموعه مقالات پوهنتون تعليم و تربيه به نشر رسيده است كه بحث در باره همه آنها باعث تطويل ميگردد.
بايد ياد آور شد كه در كلكسيون هاي روز نامه سنايي بين سالهاي 1349 – 1361 هـ ش صدها، مقاله، داستان، راپورتاژ، معماي جدولي و پارچه هاي ادبي و اشعار استاد رفيقي به طبع رسيده است. هكذا صد ها پارچه شعروي درمجله هاي كابل و از طريق راديو افغانستان به نشر رسيده است.